مرتبط با :
چند روز پيش يه دخترخانم ماهي مثل شما.نه بابا مثل تو كه نه، تو كه پسري،مثل دختر همسايتون كه دلت براش پر پر مي زنه يه دونه از اين سالنامه هاشو داد بهم تا براش از اين شعر ها و مطالب عشقولانه بنويسم. بعد ديشب كه خواستم بخوابم اون سالنامه رو همين جوري گذاشتم رو ميزم و رفتم لالا كنم.صبح كه پاشدم ادسر شروع كنم به نوشتن(اه چقدر اين جا شلوغه)اومدم روي صندلي نشستم كه شروع كنم به نوشتن. روي ميزم رو نگاه كردم نبود.خلاصه اين ور ،اون ور، زير ميز، بالاي ميز، توي يخچال، توي رختكن، زير فرش حمام و....... خلاصه هر چي گشتم پيدا نشد.
اين جا بود كه يهوحس كاراگاهيم گل كرد و سر نخ رو پيدا كردم.خلاصه بعدش ته نخ رو پيدا كردم.چشمتون روز بعد نبينه ته نخ مامانم بود.همون جا بود كه يدونه آروم زدم تو سرم.بعدش 180 درجه چرخيدم و دوباره اومدم سر نخ و بعدشم نخ رو گرفتم سوزوندم كه ديگه نه سر داشته باشه نه ته.
اي كاش امر به معروف منو مي گرفت ولي مامانم منو نمي گرفت آخه سابقه دارم.يه چند ماهي هم تو حبس بود كه اعتساب غذا كردم و دلش سوخت آزادم كرد.
حالا هر كار مي كنم سالنامه رو نمي ده.بهش مي گم سند مي زارم تا روز دادگاه آزاردش كن قبول نمي كنه.
نمی دونم جواب اون ماهه رو چی بدم.
شما بگيد حالا چه ژلي به سر بزنم؟ |