شعرهای دیگه ی اون در وصف من:
قصمون اين طور شروع شد:
توي يه روز بهاري با يكي دو تا بهانه
براي دوستي با چشام تو دادي به من يه نامه
اولش اين طور نوشتي سلام اي ستاره من
يادته نوشته بودي عزيزم دوست دارم من؟!
وقتي عاشقم بودي تو،هنوز عاشقا نبودن
چشمون زد اون غريبه چقدر آدما حسودن
خيلي دوسم داشتي اما هيچ كس باورش نمي شد
يهو رفتي از كنارم شب من با گريه سر شد
وقتي از پيشم مي رفتي بهت اعتنا نكردم
ولي با صداي آروم گفتم پيشت برمي گردم
الهي كسي كه ول كرد مني كه بودم امانت
اون كسي كه تو مي خواستيش بكنه بهت خيانت
خدا ز تو نگذره كه دلمو ساده شكستي
يادته بهم مي گفتي با مني تا زنده هستي
يادته بهم مي گفتي به خدا جدايي سخته
وقتي به اين خط رسيدي توي نامه گفتي بسته
قول داديم كه هر دوتامون بمونيم سر قرارا
رو جدايي خط كشيديم بعدشم داديم يه امضا
تو واسم حلقه خريدي كردي اونو توي دستم
گفتي تا آخر عمرم من به پاي تو نشستم
وعده هاي تو دروغ بود هم تو نامه هم تو حرفات
من چه ساده اون دلم رو داده بودم به دو چشمات
حالا هم جدا شديم ما توي يك روز بهاري
ديگه هم بين من و اون نمونده قول و قراري
يادمه كه توي اون روز اشكا فرستم ندادن
تو همون لحظه تموم خاطرات اومد سراغم
لحظه خداحافظيمون دنيا رو سرم خراب شد
يهو از چشام گذشتو مثل همه بي وفا شد!
خیلی جالبه همش من محکوم می شم
